ای تن به مرگ داده بمیرم برای تو!

رسالتم را تنها واژه هایم باید به صلابه بکشند...

 

محرم هم با همه ی فرداها و دیروزهایش آمد

محرم امسال دیگر هوس نکردم جای آن پسری باشم که از ته دل زنجیر میزد!

دیگر هوس نکردم طبل بکوبم و بلند بلند شعر عاشقانه بخوانم!

دیگر هوس نکردم دستم را بکنم توی دیگ نذری!

امسال محرم

امسال عاشورا

بیماری نخواست

نگذاشت مهمان شوم میان خاطراتم

امسال عاشورا باهمان حال بدی که اول جمله داشتم/دارم!

نشستم توی خانه وبرای خاطرات از دست رفته  یک شمع روشن کردم..

فقط یک شمع

تنها یک شمع

یک شمع..

 

وشعـــــر، که پیشکش است به همه ی چکمه های زمستانی که خواستند برفها را پس بزنند

به همه ی 5عصرهایی که با خدا قرار ملاقات داشت..

به همه ی تویی که  هیچکس  نفهمید رفتنت چه بازگشت بزرگی بود!

 

روی لبانت

ردیف میشود

پسوند خنده های ترک خورده..

همین حالایی که موی صبح

گیر میکند به شانه ی شعرم

دست بندم را به بوسه میکشی

در رسوبِ فریادت

میان ِ اینهمه سیاه مست!

گرمای تنت را

7 های مقدس پس میزند،

در زنده به گوریِ

گردوهای سیاه!

چشمت سیاه

و خال ات سیاهتر!

عزیز ! اینهمه سیاه را بردار

داری رنگ میدهی به شعرم...!

شبنم سمیعی-آذر89

١.میدانی !

گاهی نمیشود همه ی این نگاه های نگران را نادیده بگیرم و هرکاری دلم خواست بکنم!!!

"باید قوی باشم،ببین باید قوی باشم!"

/ 121 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.مهدی پور

سلام دوست خوش ذوق و شاعرم به روزم ومنتظر نظر فوق تخصصیت

پویا صداقت(م.ح.حیدریان)

سلام . . . . . . من بازگشته ام که بگیرم به جدّ و جهد از دست شاعران جوان پرچم غزل !! . . . . . . بعد از نبودن هایم در دنیای مجازی، با دست پر برگشته ام تا بگویم وبلاگ "پسری با کفش های چینی" به روز است با: . * به زودی دخترم چاپ می شود، یعنی کتابم به دنیا میآید * دو عکس از انقلاب تونس که می گویند همه دیکتاتور ها رفتنی اند! * از صدا و سیما شنیدم که: داستایوفسکی یک مسلمان معتقد بوده و نوشته هایی در مدح حضرت محمد(ص) دارد * حذف تیم ملی فوتبال ایران از رقابت های جام ملت های آسیا را به تمام عُقلا و اهل خرد تبریک می گویم. . . . . . . و در آخر دو رباعی از خودم برای خواندن . . . . . . یاهووووو

ربیعی

سلام من به روزم فرصت اگر بود بیا تا من

بهاره . ص

شبنم عزیزم سلام امیدوارم حالت خوب باشه ... متاسفم که می شنوم محرم امسال برات مثل همیشه نبوده ... اما مطمئنم در هر حالی میشه با خدا ارتباط داشت و تو این ارتباط خاص رو داری ... مثل همیشه از خوندن نوشته های قشنگت لذت بردم ... مخصوصا از متن قبلیت ... ( ... دست به دیوار امروز دیروزهایت را قرمز میکشی ) ... واقعا زیبا بود ...!؟ من به روزم خانمی ... خوشحالم میکنی اگه بازم همراهم باشی تا از نظرات خوبت استفاده کنم ... منتظرت هستم ... شاد باشی . بهاره

تحسیم

سلام. رسالتم را تنها واژه هایم باید به صلابه بکشند. برای این جمله کلاه احترام از سر برداشته ام.

lمنصوری فیروزابادی

دل نوشته ها را از دل خواندم ولذت بردم.اگر قلبل بذانید تبادل لینک کنیم,یا حداقل به وب ما هم نظری داشته باشید.با درود وسپاس در خور شما

رهگذر ( سهیلا پور صادقی )‌

سلام . سایتتون خیلی زیباست . ببخشید چرا سایت ادبی ( زهرا ) قطع است . شاید عوضش کردن میشه آدرس جدیدش رو بگید ممنون می شم