هدیه کوچکی به بزرگی پدرم

در نگاهت پریان جان میگیرند

 

 

وبا ترنم خوش مضراب صداقتت

 

 

به رقص در می آیند

 

 

لبانت  سنگینی سکوت را به دوش میکشد

 

 

وگاه نقش یک روزنه امید میگیرد

 

با تبسمی شیرین

 

ودستانت که امتداد این شاخه های تناور است

 

 

حصاری میشود در بر ترس کودکانه ام

 

 

طعم گس شادی و اندوه در چهره ات به نوسان در می آید

 

 

و من لبریز میشوم

 

 

از حجم یک شوق

 

 

وبه پرواز در می آیم با قاصدکها

 

 

در پرتو محراب وجودت وقتی صدا میزنی سبز و فراگیر

 

 

 

دخترم ،شبنم !         شبنم سمیعی-تیر٨٩ 

/ 35 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کروب رضایی

سلام شبنم مهربان خواندم عاشقانه های دختری و پدری را ممنون که اطلاع فرمودید با احترام

سحر مظهری

سلام دوست عزیزم با یک شعر جدید منتظر حضور گرمت هستم.

محمد نوری

شبنم عزیز سلام خواندمتان ولذت بردم این روزها دلم گرفته آمدم شیراز خدمت حضرت حافظ وسعدی[گل]

شبنم

سلام مهربون همیشگی آپـــــــــــــــــــــــــــم بیای خوشحالم میکنی ×××××× تو صمیمی تر از آنی که دلم می پنداشت دل تو با همه ی آیینه ها نسبت داشت تو همان ساده دل سبز نجیبی که خدا در میان دل پاکت صدف آیینه کاشت

داداش کاوه

سلام خیلی خوب بود به نظرم خوب شعر رو مدیریت کردی و تا انتها خیلی خوب و محکم ریتم رو حفظ کردی گر چه خیلی از بازیهایی که کردی تکراریه ولی گام بعدی حتما خلاقیت بیشتر در تشبیه ها و کنایه ها و رسیدن به نگاه کاشف خودت به جهانه. شعرت رو با زبون خودت و تعبیرات خودت خلق کن. کاری نداشته باش که شبیه تصور همیشگی ما از شعر هست یا نه. به این تشبیه شب به قیر که مختص سهرابه نگاه کن: دیرگاهیست در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا می خواند لیک پاهایم در قیر شب است قیر و پا و شب هر سه با هم کار می کنند. موفق باشی.

سیدمحمدهاشمی

سلام خانم سمیعی! با یک مثنوی نوجوان منتظر حضور و نظرتان هستم . با سپاس

عروس رندانه و مستانه

واي عزيزم بابت كد دستت درد نكنه اما پرشين بلاگ هر كامنتي كه توش كد باشه رو به عنوان تبليغاتي فرض ميكنه و همون لحظه كدها پاك ميشه و هيچ كامنتي ارسال نميشه من خودم دنياي كدش بودم اما پيدا نكردم برام ميل كن

s@rv

سلام شبنم عزیز: باورکن امشب کلبه محقرم گلباران کردی .این وقت شب شانسی نظرات وبلاگ باز کردم .خیلی خسته وپکر بودم وبادیدن پیامتون جدا شاد شدم .بسیار وبلاگ زیبا وارزشمندی داریدلذت بردم.چشم سعی میکنم فردا شعری بفرستم هرچند بسیار گرفتارم البته بشرطی که لطف کنی لقب استاد را ازمن بردارید.آخه من پدرومادرم نامی برایم انتخاب کردند که درشناسنامه هست.آهنگ وبلاگت واقعا زیبا انتخاب کردید درود به این سلیقه[گل] شادو موفق باشید.اگر فراموشی دست ندهد حتم فردا وبلاگتون لینک میکنم.سپاس ازشما[گل]موضوع پدرتان درست متوجه نشدم امکان داشت توضیح دهید