به یاد ساناز و آزیتای عزیز که چهره در نقاب سیاه خاک کشیدند..

پیشکش به روح ساناز بهشتی و آزیتا میزبان که ادبیات داغدار آنهاست..                                                                                                   

حرفهایم در هجای کلمات می ماسیدند،وتو سکوت میکردی به اندازه یک سطر بلند ،لب احساسم که ترک بر میداشت   تو تنها میخندیدی!میخندیدی به من واین دل بیقرارو بی درمان.. میخندیدی به بلاهت این زندگانی  پست که به تو فرق شادی و غم را نشان نداد...میخندیدی به دنیایی که برایت حکم قفس داشت ..میخندیدی و سودای پرواز را در سر می پروراندی...

تو میرفتی و خود را به جریان سرنوشت می سپردی ومن در رویاهای شیرین قدم میزدم...

و تو باز میخندیدی!خنده هایت عرش را به لرزه در آورد..در لحظه ای آسمان در آغوشت کشید و خداوند تنت را بوسید ...

تو رفتی و صدای خنده هایت برای همیشه در گلوی خاک خشکید ...بخواب! به پرواز آی !آرام باش!حتی دریا هم می میرد روزی.. ازموج نگاه تو نوشتن قلم را هم به گریه وامیدارد چه رسد به من ..صد بار سیاه کردم و باز نوشتم تا بدانی این دنیا بر مدار اندوه میچرخد وقتی تو نیستی... شبنم سمیعی-امرداد89

راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده است
در پـــیلـــه ابــریشمـش پــروانــه مرده است
در تُــنــگ، دیـگــر شـور دریا غوطه‌ور نیست
آن ماهــی دلتنگ، خوشبخـتانه مرده است
یــــک عـــمــر زیـــر پــا لگـــد کــــردنــــد او را
اکنون که مــی‌گیرند روی شانه، مرده است
گـــنجشـکها! از شـــانـــه‌هـــایــم بــرنخیـزید
روزی درختـــی زیــــر ایــن ویرانه مرده است
دیـگــــر نخـــواهد شد کســـی مهمان آتش
آن شــمع را خاموش کن! پروانه مرده است

             شعر از فاضل نظری

پینوشت:دیگرحتی قلم هم مترجم خوبی برای دلتنگی هایمان نمیشوداین روزها..

/ 83 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبحان(پرویز)

سلام ،سلامی به بلندای آسمان و به تنهایی شقایق وبه سپیدی یاس مطالبتون رو خوندم ،خیلی بهم آرامش داد .خیلی خوبی و عالی هستن،بخصوص در مورد ساناز،خیلی متاثر و ناراحت شدم.امیدارم همیشه شادو خرم باشید. بازم میام................................................................

م حقگو

خوش ذوق اتفاقی در حال وبلاگ گردی نیمه شب با وبلاگ شما آشنا شدم سروده های دلنشین و از اشعارتون لبریز عشق شدم از تاریکی چراغ می طلبم تا باقی بماند دلنوشته ای غم زده در پس زمینه ی خاکستری با یک غزل و یک داستان منظوم بروزم و منتظر شما دعوتما که رد نمی کنید

همدم روح

سلام نازنینم[گل] سپاس از الطاف مهرت امید که مدیر حال و هوایت باشی و ابرها ی تیره را از حوصله ات بزدایی و شفافش سازی و خستگی را از واژه هایت و اینو بدان واژه های تو سزاوار طرب و زیبایی هستند نه فرسودگی دوستت دارم[گل]

محمد(سلام بر زندگی)

داشته هایم را ذخیره خواهم کرد چون موری و آنگه که تو خواهی گفت : من پر از نداشته هایم خواهم گفت : بیا ، آنچه را که دارم و ثمر یک عمر ماندم هست همه برای تو سلام دوست نازنین و بزرگوارم شبتون زیبا و بخیر ضمن قبولی طاعات و عباداتتون و عرض تشکر که همیشه همدل و همراه من هستید . باغزلی از خودم بروزم و چشم براه قدوم شما مهربان صمیمی هستم[لبخند][گل]

سارابهشتي

سلام شبنم جون تواين پستت برات كامنت ميزارم چون به اين يكي دعوتم كردي واقعا عذر ميخوام كه لحظه ها نخواستن زودتربيام واقعا ممنونم احساسات قشنگي داري

شادی

سلام دوست عزیزم[گل] امروز بالاخره یه سری بهت زدم 3/6/89 خیلی عالی بود [تایید] در اخرم میگم دوست دارم[نیشخند]

s@rv

سلام شبنم عزیز بلاخره بعد از20 روزگرفتاری وسفر باز گشتم وطبق قولی که دادم لینک تون کردم .لطفا سلام بابا برسونید شاد باشید[گل]