!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بوتیمار




بوتیمار

ما از او می ترسیدیم.زیرا حس می کردیم او تنهاست...


 

نویسنده : شبنم ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱

صبح؛ از ریش های نتراشیده ی تو شروع می شود

بر گونه های من

با چمدانی از لباس های کارگری

باز می گردی

و مرا که بی شک

-با پلک های باز-

به خواب رفته ام

می بوسی.





کلمات کلیدی :شعر



 

4 مدال رنگی