!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> به آغوشت بازگشته ام مرا در برگیر.. - بوتیمار




بوتیمار

ما از او می ترسیدیم.زیرا حس می کردیم او تنهاست...



نویسنده : شبنم ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٩

امشبم را میخواهم با تو قسمت کنم..تویی که همیشه نگاهت را پنهان کرده ای دراشکهایم..تویی که همیشه نگاهت را قرض داده ای به دریچه لحظه هایم…تویی که بوسه هایت را هدیه داده ای به گونه های لبریز از عطشم..تویی که عطرتنم را از بهارنارنج وجودت وام گرفتم..ولی حالا این منم!منی که همه ی آنچه در سبدم گذاشتی به یکباره از یاد بردم و تن سپردم به هیاهوی دنیا و روزهایش..منی که سرشاخه های بلا را بهانه کردم برای دوری ازتو…ویادم رفت تنها بهانه نفس زدنم تویی…

امشب که دامان سیاه آسمان رستنگاه تمام خستگی هایم شود..امشب که ستاره ها را سنجاق بزنی به سقف بی پناهی هایم ..و رویشان اکلیل بپا شی به مهر..میخواهم دوباره جان پناهم تو باشی…تنها خود خودت!

امشب وقتی همه در خوابند و مست رویاهای شیرین..من میخواهم تمام قد برایت کنیزی کنم و هوشیار شوم میان شراب نگاهت..امشب وقتی همه خوبیها و بدی ها تن در نقاب شب دهند من میخواهم برایت نقاب برکنم و عیان کنم آنچه درسکوت یک غفلت بر وجود غرق گناهم رفت..

امشب میخواهم پنجره را باز بگذارم تاصدایم به تو برسد..میخواهم با تمام توان دستور زبان آفرینش را بخوانم..و یک نفس فعل هایی را صرف کنم که تنها فاعلش تویی و بیشمار مغعول دارد…و قیدش همیشه است..

امشب گونه های خیسم را که در شلاق اشکهایم سرخ شده اند به دستان نوازشگر تو میسپارم..

امشب میخواهم در آغوش امن ات بخواب روم…

به آغوشت بازگشته ام مرا در برگیر!

مهربان من!تو بالا باش و خدایی کن من پایین می مانم و بندگی میکنم..

 

شبنم سمیعی-12تیرماه1389    12:28شب




کلمات کلیدی :نوشته ادبی



 

4 مدال رنگی