!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> بوتیمار




بوتیمار

ما از او می ترسیدیم.زیرا حس می کردیم او تنهاست...



نویسنده : شبنم ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸۸

 

 

           

آب و آتش

آب و آتش نسبتی دارند جاویدان
مثل شب با روز، اما از شگفتیها
ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما
آتشی با شعله های آبی زیبا
آه

سوزدم تا زنده‌ام یادش که ما بودیم
آتشی سوزان و سوزاننده و زنده
چشمه ی بس پاکی روشن
هم فروغ و فر دیرین را فروزنده
هم چراغ شب زدای معبر فردا

آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
خاست فریادی، و درد آلود فریادی

من همان فریادم، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
 گفتم و می گویم و پیوسته خواهم گفت
ور رود بود و نبودم
همچنان که رفته است و می رود
بر باد     ((    اخوان ثالث  ))








نویسنده : شبنم ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸

حال که تمام جاده های زندگیه تو به بهشت خداوند ختم شده بگو چگونه دوباره گذار کنم از راهی که بی تو ناتمام ماند

خسته ام
از روزهای بی تو
از پیاده در باران بی چتر بودنت
از هر آنچه نامش جز تو باشد

مرا هم ببر آشنای شب و اشک
به آنجا که دل ها فقط رو به نور است
به آنجا که سایه فقط بال عشق است
به جایی که تنهاییش بی عبور است

مرا هم ببر با خودت نازنینم
به جایی که جز نوبهاران ندارد
همان کلبه ی کوچک و ساده ای که
بهشت است و نامی به جز آن ندارد

رهایم کن از ترس شبهای بی تو
به جایی که خورشید و ماهم تو باشی
همانجا که تا آخرین روز دنیا
بمانی، فقط تکیه گاهم تو باشی

حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آه...ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر میشود . روحت شاد عزیزم.








نویسنده : شبنم ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی مردی خواب عجیبی دید.

اودر عالم رویا دید دید که نزد فرشتگان رفته است و به کارهای آنها نگاه میکند.

هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند

نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین میرسد باز میکنند و آنها را داخل جعبه

هایی میگذارند .

مرد از فرشته پرسید:‌((شما دارید چکار میکنید؟؟؟؟؟؟؟))

فرشته در حالیکه نامه ای را باز میکرد جواب داد: ((اینجا بخش دریافت است

ما دعاها و تقاضاهای مردم زمین را که توسط فرشتگان به  ملکوت میرسد

به خدا تحویل میدهیم.))

مرد کمی جلوتر رفت . باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذ

هایی را داخل پاکت میگذارند و آنه را توسط پیک ها به زمین می فرستند.

مرد پرسید :((شما ها چکار میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟))

یکی از فرشتگان با عجله گفت:((اینجا بخش ارسال است ما الطاف و رحمات

خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین میفرستیم))

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته.

مرد با تعجب از فرشته پرسید:((شما اینجا چکار میکنی و چرا بیکاری؟؟؟؟؟))

فرشته جواب داد:(( اینجا بخش تصدیق جواب است.مردمی که دعاهایشان مستجاب

شده باید جواب تصدیق دعا بفرستند.ولی تنه عده ی بسیارکمی جواب میدهند.))

مرد از فرشته پرسید:((مردم چگونه میتوانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند؟))

فرشته پاسخ داد :((بسیار ساده است فقط کافیست بگویند خدایا متشکریم.))J

 عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی








نویسنده : شبنم ; ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

 بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comتازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است. تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی. نزد خدا رفت  تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد.
داد زد و بد و بیراه گفت،خدا سکوت کرد.
آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.
به پر و پای فرشته و انسان پیچید، خدا سکوت کرد.
کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد.
دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: اما یک روز دیگر هم رفت. تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی. تنها یک روز دیگر باقیست. بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.
لابه لای هق هقش گفت: اما با یک روز... با یک روز چه کار می‌توان کرد...
خدا گفت: آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی که هزارسال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد، هزار سال هم به کارش نمی‌آید.
و آن گاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن. او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش  می‌درخشید. اما می ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد.
قدری ایستاد... بعد با خودش گفت: وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد، بگذار این یک مشت زندگی را مصرف کنم. آن وقت شروع به دویدن کرد.
زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد. میتواند...
او در آن یک روز آسمان خراشی بنا نکرد،
زمینی را مالک نشد،
مقامی را به دست نیاورد اما...
اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید.
روی چمن خوابید.
کفش دوزکی را تماشا کرد.
سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که نمی‌شناختندش سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد.
او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد،
لذت برد و سرشار شد و بخشید،
عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.
او همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند:

www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COMامروز او در گذشت، کسی که هزار سال زیسته بودwww.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COM


زندگی، درک همین اکنون است
زندگی، شوق رسیدن به همان فردایی‌ست..
که نخواهد آمد.
www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COM

تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی
ظرف امروز، پُر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی...
آخرین فرصت همراهی با، امید است.

www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COMزندگی شاید آن لبخندی‌ست، که دریغش کردیم.
زندگی، زمزمه‌ی پاک حیات است، میان دو سکوت.
زندگی، خاطره‌ی آمدن و رفتن ماست.
لحظه‌ی آمدن و رفتن ما، تنهایی‌ست...
من دلم می‌خواهد...
قدر این خاطره را دریابیم
www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COMبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com          پاکتر از چشمه ای نور

                                     همچون زلال اشک

                یا چون زلال قطره باران به نوبهار

                        آن کوه استقامت

                        آن کوه استوار

                            وقتی به یاد روی تو می‌بود

                                                    می‌گریست

 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

                    او آرزوی دیدن رویت را

                        حتی برای لحظه ای از عمر خویش داشت

            اما برای دیدن توچشم خویش را

                آن در سرشگ غوطه ور آن چشم پاک را

                پنداشت

                   آلوده است و لایق دیدار یار نیست

 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

    آن لحظه ای که دیده برای همیشه بست

                    آن نام خوب بر لب لرزان او نشست

                    شاید روزی اگر

                                    چه ؟

                                        او ؟

                                             نه آه ... نمی آید

 

شعر از: حمید مصدق

"  مرگ"

روزی

  من نیز خواهم مرد

 

وصدایم را

   به ابدها خواهم برد

 

و زمینم را

  به تو خواهم بسپرد

 

و رازم را

  با تو خواهم بر شمرد

 

نازنینم

 در میان این هیاهوی زمینی

 آسمان را مبر از یاد

 که تو یک ماه ثمینی

 

شب را تا سحر بر تاب

      تا تو هم روزی، روز را ببینی

 

شاهین جانپاک








نویسنده : شبنم ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸

سبو بشکست ، ساقی ! همتی از غصه می میریم
شکسته تیله ها را بر لبم کش تا سحر گردد
در میخانه را قفلی بزن ترسم که ولگردی
ز درد آتشین زخم خبر گردد
 خبر گردد
به پیراهن بپوشان روزن میخانه را ساقی
 که چشم هرزه گردان هم نبیند ماجرایم را
به خویشم اعتباری نیست ، گیسو را ببر ساقی
 و با آن کوششی کن تا ببندی دست و پایم را
 ز خون سینه ام ، ساقی ! بکش نقش زنی بی سر
 به روی آن خم خالی که پای آن ستون مانده
 به زیر طرح آن بنویس با یک خط ناخوانا
 به راه دشمنی مانده ز راه دوستی رانده
و دندانهای من سوراخ کن با مته ی چشمت
 نخی بر آن بکش ، وردی بخوان آویز بر سینه
 که گر آزاده ای پرسید روزی : پس چه شد شاعر
 نگوید : مرد از حسرت بگوید : مرد از کینه 

                                                            ((نصرت رحمانی))تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

دلم خیلی واسه خودم تنگ شده....
نمی دونم تو کدوم کوچه گمش کردم....
آخرین بار توی یه کوچه با دیوارهای قدیمی با اصالت و فرهنگ با هم بودیم....
من بودم و خودم....
مست از نسیم عشق به باهم بودن فکر می کردیم....
هر دری رو واسه پیدا کردن دلبر می زدیم...
گاهی من خسته می شدم و گاهی اون....
اما گاهی من به اون دلداری می دادم و گاهی اون به من...
نجوا کردن رو دوست داشتیم.....
می گفتیم و می گفتیم.... از عشق ... دل .... بودن.... و ماندن....
گاهی تنها نسیمی که گلبرگی رو نوازش کرده بود افکار آتشین مارو خنک می کرد...
راه عاشق بودن رو بلد بودیم....
می دونستیم عشق چند بخشه....
بخش اول... معرفت.... بخش دوم جنون... و بخش  آخر فنا....
ولی یهو هوا سرد شد...
تاریک شد...
کوچه گم شد....
شعله ها خاموش شد و من گم شدم....
و از اون روز دیگه کسی منو ندید..
نفهمید...
و نخواست..
حالا من گم شدم

و تو تاریکی گم شدن

تنها آوازه خوانی تنهام.... ( به نقل از سایت شعر سبز)بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

" از یاد رفته"

رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟
آن رفته ی شکسته دل بی‌قرار کو؟
چون روزگار غم که رود رفته‌ایم و یار
حق بود اگر نگفت که آن روزگار کو؟
چون می‌روم به بستر خود می‌کشد خروش
هر ذرّه‌ی تنم به نیازی که یار کو؟
آرید خنجری که مرا سینه خسته شد
از بس که دل تپید که راه فرار کو؟
آن شعله‌ی نگاه پر از آرزو چه شد؟
وان بوسه‌های گرم فزون از شمار کو؟
آن سینه یی که جای سرم بود از چه نیست؟
آن دست شوق و آن نَفَس پُر شرار کو؟

رو کرد نوبهار و به هر جا گلی شکفت
در من دلی که بشکفد از نوبهار کو؟
گفتی که اختیار کنم ترک یاد او
خوش گفته‌ای ولیک بگو اختیار کو؟


سیمین بهبهانی








نویسنده : شبنم ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸

سلام با توجه به استقبال بی نظیرتون که یه نظرم نمیذارید و حال آدمو میگیرید تا یه مدتی نیستم اشتباه نکنید نه آدمه لوسی هستم نه وبلاگو واسه نظراتش مینویسم آخه وبلاگی که در عرض یک ماه یک خواننده هم به زور داره همون بهتر که نباشه خلاصه که از دستتون خیلی ناراحتم و به این زودی ها آشتی نمیکنمعصبانیتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comفال حافظ بهاربیست _ نیت کنید و اشاره فرمایید

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comشوخی کردم من مگه دلم میاد از شماها دور باشم ولی شمام بد فولی نکند و بیاید فعلا بای








نویسنده : شبنم ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

هنر گام زمان

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
 ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
 گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
 دانی که رسیدن هنر گام زمان است
 تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی
 بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
 آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
 دریا شود آن رود که پیوسته روان است
 باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
 بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است
 از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
 این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
 بازیچه ی ایام دل آدمیان است
 دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت
 این دشت که پامال سواران خزان است
 روزی که بجنبد نفس باد بهاری
 بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
 ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
 دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
 از داد و داد آن همه گفتند و نکردند
 یارب چه قدر فاصله ی دست و زبان است
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
 این صبر که من می کنم افشردن جان است
 از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود

گنجی ست که اندر قدم راهروان است 
 تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com
اینم واسه فائزه و کاوه جونمتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com








نویسنده : شبنم ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comامشب شب آرزوهاست موقع گفتن آرزوهام گریه ام میگیره  نمیدونم چرا ولی از خدا میخوام هیچ کس مریض نباشه هیچ کس دلشکسته نباشه هیچ کس تنها نباشه همه خوشحال و شاد در کنار هم زندگی کنن . اگه دلتون گرفت و آرزویی کردید منو هم یادتون نره!

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.comتصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com








نویسنده : شبنم ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸








نویسنده : شبنم ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

در کوچه سار شب

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند
 به دشت ملال ما پرنده پر نمی زند
 یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
 کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذر گهی ست پر ستم که اندر او به غیر غم
 یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
 دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
 که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند
چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات ؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند
 نه سایه دارم و نه بر ، بیفکنندم و سزاست
 اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

 

زبان نگاه

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
 تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
 گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
 روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
 حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
 همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
 گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه
 ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
 این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
 گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
 نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
 هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست
 سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
 وه ازین آتش روشن که به جان من و توست

 

 سلام من اومم یه مدت نبودم امتحان و این حرفا دیگه چه کنیم ممنون از نظرات خوبتون کولاک کردین بابا لاقل نظر بدین آدم دلشکسته نشه فعلا بای تا بعدبوسسسسسسسسس 







 

4 مدال رنگی